تاریخ انتشار : اسفند 1397
بهار بهار چه اسم آشنایی...
صدات میاد ولی خودت کجایی...
بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی
یادش بخیر بچگی هام چه خوب بود...
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود
آخ که چه زود قلک عیدیامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون
بهار اومد برفها رو نقطه چین کرد
خنده به دل مردگی زمین کرد
چقدر دلم فصل بهارو دوست داشت
وا شدن پنجره هارو دوست داشت
بهار اومد پنجره هارو وا کرد
منو با حسی دیگه آشنا کرد
به یاد مرحوم ناصر عبدالهی











.gif)
.gif)