دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 249509

تاریخ انتشار : اسفند 1397

بچه بودم.14 سالم بود پشت ویترین یه مغازه داشتم به لباسا نگاه میکردم ..مامانم مغازه کناری..یه مرده اومد بدون هیچ دلیلی خودشو چند ثانیه بهم چسبوند بعد رفت.من نه آرایش داشتم نه مانتوم تنگ بود تا چند ماه با استرس می رفتم بیرون و ناراحت بودم از این که اون لحظه لال شدم .در جواب به کاربر محترمی که بانوهای ایرانی رو نصیحت می کنن بگم واقعا ناعادلانه اس که آزار و اذیت های خیابو‌نی رو به هر دلیلی حق بدونین..یه کمی هم خوتونو جای ما بذارید مرسی(: