تاریخ انتشار : دي 1397
یه یارویی تعریف میکرد
یبارام با شلوار گلگلی بنفش و دمپایی سبز رفتم مامانمو با ماشین تا سر خیابون برسونم با یه ماشین تصادف کردم
هر چقد اون راننده میگفت پیاده شو ببین ماشینت چی شده میگفتم بیخیال من خسارت نمیخوام تا اخرش پلیس اومد مجبور شدم پیاده شم تو نگاه پلیس و اون طرف یه تاسف خاصی بود بزور جلو خندشونو گرفته بودن-__-
:)











.gif)
.gif)