H.83
کلاً من از بچگی کرم درونم میلولید یه روز رفته بودیم خونه مامان بابام همه بچه هام بودن
اون روزا پسر عمم خیلی اذیت می کرد اون روز اینقدر کرم ریخت که همه بچه ها کفری شدن گفتیم چی کار کنیم یه ضره با ما قهر کنه نیاد سمتمون نقشه ریختیم
دختر عموم صداش زد علی(پسر عمم)از طبقه پایین اومد بالا حسین (پسر خاله بابام اون موقع ۱۱ سالش بود)علی رو گرفت انداختش رو تخت بستیمش بعدم من با مواد اولیه یه آزمایش شیمیایی وارد و تحت یک حرکت عملیات رو تموم کردم (جوراب حسینو که ۳ماه بود نشسته بود کردم تو دهن علی)
از ساعت ۶ تا ۸ به تخت بسته بود با جوراب تو دهنش
از اون روز به بعد دیگه سر ما سه تا کرم نریخت
من^_^
علی×_×
جوراب حسین•_^
حسین و ملیکا^_^
نمایش مطلب شماره 247973
تاریخ انتشار : دي 1397
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
17337
بازدید دیروز: 55604
کل بازدید: 531618556
بازدید دیروز: 55604
کل بازدید: 531618556










