دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 247601

تاریخ انتشار : آذر 1397

یک روز توی مدرسمون امتحان زبان داشتیم معلم هم خیلی سخت امتحان می گرفت وقتی داشتیم از پله میرفتیم بالا که بریم به سالن امتحان رو به بچه ها کردم گفتم که بیاین تا هنوز امتحان نگرفته احمدیو (معلمون)ازپله ها بندازیم پایین میگیم خودش افتاده دیدم دارن برام ابرو بالا میندازن یه دفعه معلمون از پشت سرم گفت نقشه ی قتل کیو میکشیدید آقای کشاورز ... هیچی دیگه اون امتحان شدم ۳.