دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 247319

تاریخ انتشار : آذر 1397

چند روز پیش امتحان داشتیم بعد من و اکیپ نشسته بودیم وسط حیاط مثلا درس میخوندیم :| یهو من کتابو پرت کردم هوا و شروع کردم آهنگ خوندن XD از اون آهنگای خز :/
شراره شراره ننه اش موهاشو شونه کرده >_<
یهو دیدم دوستام با صورت سرخ بلند شدن رفتن اون طرف منم هنگ،به خوندن ادامه میدادم یهو دیدم چندتا مرد از جلوم رد شدن و یه نگاهِ خدا شفات بده بهم انداختن و رفتن توی دفتر مدیر *_* منم دیدم بچه ها دارن از خنده نابود میشن بهشون گفتم چی شده :|
اونا هم گفتن اون مردا از اداره اومدن *_*

من :/
بچه ها :D