دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 246529

تاریخ انتشار : آبان 1397

یه مدت از عنکبوت می‌ترسیدم، تا اینکه رفتم یکی از روستاهای شمال،






اونجا شبا از ترس بقیه موجودات با چنتا عنکبوت همو بغل می‌کردیم می‌خوابیدیم