دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 246390

تاریخ انتشار : آبان 1397

.آقا یه روزی داشتم تو خیابون راه میرفتم.در حالیکه لبخند رو لبم بود تو افکار خودم غرق بودم یه لحظه به خودم اومدم دیدم یه پسری هم خیلی خوشحال لبخند زنان داره از روبرو میاد . بگو این یارو فکر کرده من دارم به اون لبخند میزنم!!
پسره هم که دیگه تو حال خودش نبود اصلا جلوشو نگاه نمیکردیهو رفت تو تیر چراغ برق ¤_¤
منم که نگم براتون داشتم هلیکوپتری میزدم اونم سریع پاشد بدون اینکه به روی مبارکش بیاره از محل حادثه دور شد
این داستان : عاقبت نگاه به نامحرم