دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 245029

تاریخ انتشار : شهريور 1397

یه روز خونه پدر بزرگم بودم خالم با پسرش 5سالشه اومدن پسرش با پسر داییم6سالشه دعواشون شد پسر دایی م زد تو چشمش گریه کنون اومده میگه ارسلان چشم مو شکست