دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 242419

تاریخ انتشار : خرداد 1397

یه روز برای امتحان رفته بودم هشتما قبل ما دارن و اون روز ریاضی بود معمولا برای ریاضی بیشتر وقت میدن و ما نیم ساعت کل حیاط رو داشتیم و یه تیک سایه بود همه اونجا بودن. ینی رسما یک سوم حیاط رو ما هفت یکیا داشتیم. منو دوستام نشسته بودیم ب درد و دل یکی از دوستام داشت درد و دل میکرد اون یکی خسته شد گفت بسه دیگ من فهمیدم از کنار مشکلات باید بدوی و بگی میگ میگ. من برای تغییر جو و مسخره بازی با لحن لوس گفتم:خبر نداری عزیزم مشکلا نشستن روش میگن : انگوری انگوری! بعدا همه ترکیدیم از خنده. همه باهم واویلا فورجوک معتاد شدیم به جوک