رفته بودم فروشگاه لباس بخرم مشغول خرید بودم که سنگینی یه نگاهو حس کردم منم که فضوووول کلمو عین غاز کشیدم این ور اونور که ببینم کی داره نگام میکنه که دیدم یه پسره( ازایناکه انگار دستشو کرده تو پریز برق) با موهای مثل جوجه تیغی و موهای رنگ شده و لامصب انقد ابروهاشم خوب برداشته بود میخواستم آدرس آراشگاشم بپرسم ولی بیخیالش شدمو بیشتر دقت کردم هیچی دیگه دقت که کردم دیدم دماغشم عملی ترسیدم بیشتر پیش برم یوخ خدایی نکرده چیزه دیگه ای ببینم برای همین دست از هیزبازی برداشتممو به صورتش نگاه کردم دیدم داره میخنده منم خبر مرگم مثلا خواستم بگم چیه مثه بز نگاه میکنی یا بگم چیه تا حالا آدم ندیدی ؟ که حول شدم منه خاکبرسر گفتم : چیهههه تاحالا بز ندیدی ؟ یهو پسره ترکید ینی جوری میخندید که همه با تعجب نگامون میکردن منم مثل اسب دویدم رفتم بیرون ینی آدم با آفتابه جرم گرفته آب بخوره این جوری زایه نشه
نمایش مطلب شماره 241578
تاریخ انتشار : ارديبهشت 1397
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
17500
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531640340
بازدید دیروز: 21621
کل بازدید: 531640340










