تاریخ انتشار : ارديبهشت 1397
یه روز داشتیم منچ بازی میکردیم . اما فقط بازی خالی سر هیچی نبود یه بستنی نا قابل . خلاصه وسطای بازی نوه ی عموی مامانم
(گودزیلا دهه نودی)اومده تاتی تاتی میگه این چه بازی ایه بیاید حکم بازی کنیم .دید محلش نمیزاریم گف حالا سر چی بازی میکنین ؟ خواهرش که یه سال ازم بزرگتره گفت:بستنی. اونم نه گذاشت نه برداشت دو ساعت برامون گفت باید سر تبلت باشه و اینا اخرم خوابوندیمش که اونم داستان داره بعدا مینویسم براتون.
ایلاویو فورجوک بالاخره یه جای عالی برای خاطره و جوک پیدا شد همه با هم هیپ هیپ فورجوک











.gif)
.gif)