تاریخ انتشار : ارديبهشت 1397
با خاله و داداشم داشتیم بازی می کردیم خالم گف بیاید بر عربی یاد بگیریم! بلند شد مام راه افتادیم ببینیم چی میگه. یه ستون داریم،کنار تردمیلمون بعد یدفه همه کارتارو کوبید به دیوار. مام پخش شدیم از خنده اما تا یه ساعت بعد داشتیم جمعشون می کردیم . از تو کیف ، پشت تردمیل، حتی با به لای کفشا!
ای لایو فورجوک باور کنید بهترین سایت دنیاااس











.gif)
.gif)