دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 240742

تاریخ انتشار : فروردين 1397

H.83 آقاااااا یه سوتی دادم اونورش نا پیدا البته یه سوتی نبود یه عالمه بود چندتاشو براتون میگم
چند روز پیش یه فامیلامون که باهاشون خیلی رودباسی داریم اومدن خونمون خانوادشونم مذهبین از دم در که رسیدن بعد روبوسی احوال پرسی نشسته بودیم داشتیم فیلم میدیدم یهو عموزاده بابام گفت /اکبر جان این کانال چنده
بابام/6star
عمو محمد با داد گفت /استغفرالله خانم جلو چشم بچهارو بگیر
من/عمو ماهواره چیز بدی نداره که
همون موقع تبلیغ پکیج جن* ی
من*_*
بابام×_×
عموزاده^_^
شبشم مامانم میگفت پاشده بودی به دختر این بنده خدا میگفتی قلیون داری قلیون اوردی تنباکو چه تمعی اووردی
فرداشم من بیدار شده بودم همه خواب بودن داشتم فیلم میدیدم جای صحنه دارش بودن چشای منم تاته باز○○داشتم نگاه میکردم دیدم صدای یه شکستن اومد برگشتم دیدم عمو محمد با دهن باز دارهtvیو نگاه میکنه
شبشم رفتیم خونه مامان بزرگم توالشون تو حیاطه من داشتم میپوکیدم دیدم چرا غش روشنه فکر کردم علی مثل همیشه یادش رفته رو تا ته یک دفعه باز کردم صادقو( پسر عمو محمد) سر توالت دیدم
تازه این چندتاشون بود
سوتی نمونده که من جلو اینا نداده باشم
من×_×
عمو*_*
صادق^_^
بابام=×__×=