تاریخ انتشار : بهمن 1396
یبارم دوستم داشت تعریف میکرد::::
.
.
.
.
.
یکی از فامیلامون ۳ ماه بعد از عروسیش بچه دار شده بود ازش پرسیدم الان حالت چطوریه ازینکه پدر شدی
برگشت خندید گفتم چی شده گف یاد یه چیزی افتادم
منم پرسیدم چی؟
برگشت گف:::
.
.
.
موقعی که جواب حاملگی اومد ریدم تو شلوارم (چون نامزد بودم)بعد پرستاره برگشته میگه چرا خوشحال نیستی
منم سرمی که روی میز بود رو کردم تو حلقش و بهش گفتم الکی مثلا شیرینیشه











.gif)
.gif)