تاریخ انتشار : بهمن 1396
ی روز باخانومم داشتیم میرفتیم توراهمون ی پارک بود.. خانومم ازم خواست ک بره سرویس داخل پارک و چادرش رو داد براش نگه دارم منم شیطونیم گل کرد.. گفتم تلافی اذیتای خانومم رو دربیارم چادرو سر کردم جلوی سرویس وایسادم خانومم ک اومد یهو پریدم جلوش از ترس داشت غش میکرد تا صبح فرداش من مرده بودم از خنده و اونم چند دقیقه یکبار یدونه میزد پشت سرم











.gif)
.gif)