تاریخ انتشار : دي 1396
دوستی تعریف میکرد یه شب مهمون داشتیم همه خواب بودن حدود دو نصف شب بود من تو اتاقم بودم و ارباب حلقه ها رو میدیدم شماره یک اش رو اونجا که تو کوه اند و همزمان با هندسفری آهنگ گوش میدادم
یه لحظه حواسم رفت پیش فیلمه
خواستم صدای گوشیمو زیاد کنم و اهنگ گوش بدم حواسم نبود صدای تلویزیون رو زیاد کردم اونجا که تو فیلمه میگه برییییییییید بییییییییرون الان دیوارا میریزه سی ثانیه بعد اهل خونه و مهمانها از خواب پریدن و فرار کردن و مهمانها دیگه ام خونمون نیومدن











.gif)
.gif)