یه دبیر دینی داریم..کلا عضلات صورتش کار نمیکنن..یه روز قرار بود بریم اردو..گویا باید وسط زنگ دوم میرفتیم که زنگ این خانم بود..ماهم رفتیم نشستیم سره کلاس..اینم شروع کرد به درس دادن..
هیچکی به درس گوش نمیداد...در این حد بود که وقتی پرسید:چه کسی بعد از پیامبر (ص) به امامت رسید؟
همه مثل ماست نگاش میکردیم..تازه سوالم برامون پیش اومد که مگه پیامبر اخرین امام نبود..
خلاصه وسط درس من شروع کردم به صدا دراوردن(بیب بیب بیب بیب بیب){تو مایه های زنگ موبایل}
اینم برگشت گفت کی گوشی اورده..ماهم گفتیم خانم هیچکی نیورده..
یه سه دقیقه گذشت..دوباره شروع کردم..(بیب بیب بیب بیب )همزمان منو دوستم شروع کردیم به تکوندن لباسامونو و جابه جا کردن کیفامون...(که مثلن ارهه ما گوشی اوردیمو الان میخایم خاموشش کنیم)
هیچی دیگه دببیر دینی مون و 2 تا معاوناموون بسیج شدن که کیفای مارو بگردن :)
هیچی دیگه همه ی کلاسارفتن سوار اتبوسا شدن و رفتن ... فقط ما مونده بودیمو و یه کلاسه دیگه که اونا تو حیاط بودن ...
منم حرصم گرفته بود که چرا ما دیر تر از بقیه بریم...گفتم:خانم بد نیست بقیه ی کلاسارو هم ببینین اخه شنیدم گوشی اوردن.. هیچی دیگه اون کلاسه تا نیم ساعت تو حیاط ایستادن..ماهم رفتیم محل اردو..اونجاهم بقیه ی کلاسارو نگه داشتن یه گوشه تا کیفاشونو بگردن ...ماهم خوش و خم به تتفریحموون ادامه ددادیم ....:))
.
.
.
ببخشید اگه طولانی شد ( اولین پستمه)
نمایش مطلب شماره 237231
تاریخ انتشار : دي 1396
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
30
بازدید دیروز: 55604
کل بازدید: 531601249
بازدید دیروز: 55604
کل بازدید: 531601249










