ما شهرمون خیلی کوچبکه در حدی که همه همدیگه رو میشناسیم
بعد یه شب که در حال دور زدن بودیم
امیر گفت میخام یه موزیک بذارم که فضا رو شادکنه
مارو میگی؟ همیشه تا قبل اینکه امیر بیاد
منو و سروش موزیک میذاشتبم نقد میکردیم موزیکه رو...و نیز(!)بشدتم از پاپ متنفریم ولی این امیرخان از اون عشق پاپاس که بهتره بیشتر چرت نگم
بهو موزیک پلی شد ول ولک بود
نمبدونم چرا ولی همه شروع کردیم به رقصیدن هماهنگ
یکی یدونه دستمالم دستمون دگ سوژه ی سوژه
یکی مارو دیده بود زنگ زده بوده به بابام گفته پسرتو دیدم مست کرده پشت فرمون :-:-:-
بابام میپرسه یه پسر چاق و هیکلی باشون نبوده
میگه چرا بوده
بابام میگه خو پس عادیه هروفت اون باشه اینجورین
همه ی اینا به کنار بعد پنج دقیقه بابام اسمس داد
"زود بیا خونه کارت دارم"
-چیشده بابا؟
+"میای خونه یا بیام سر راهت شاید عاشق من شی؟"
بنی یه پدر در این حد باحال دارم ها
یه لحظه حس کردم تو صندوق قایم شده هآآ
حالا خوبه چین چین دامن پلی نکردا بودیم
مگه نه مینوشت
"بذار پا توی چاده برس به خونه ی من :| "
.
:)
نمایش مطلب شماره 236881
تاریخ انتشار : آذر 1396
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
54809
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531600424
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531600424










