دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 236754

تاریخ انتشار : آذر 1396

««بہ نام یزدان و بہ یاد ڪوروش»»


یه بارم تو مدرسه یه میله بلند افتاده بود زمین ناظممون گفت اینو وردار از اینجا ببر انباری ( بعله زمان ما بیگاری میکشیدن :| )
معلممون کنارش وایساده بود بود گفتم میخواید رد شید گفت نه
بعد دوست احمقم صدام زد برگشتم جوابشو دادم خم شدم میله رو بلند کردم و تــــــــــــق ....:-\ برگشتم دیدم بعله
معلمم از یه طرف از درد به خودش میپیچه از یه طرف فشم میده میگه از قصد زدی
کل بچه ها هم از خنده به سی قسمت نا مساوی تقسیم شده بودن
نامردا سه روز اخراجم کردن :((((
شما هم قبول دارین مقصر خودش بود عایا ؟؟؟؟!!!:(((