دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 234010

تاریخ انتشار : شهريور 1396

خرداد بودو فصل بدبختیا!سرکلاس ریاضی بودیم که دبیر ریاضیمون (فکنم از تیمارستان فرار کرده!)گف تو این چن هفته چندتا امتحان ریاضیه مهم دارین که...
منم جوگییییر یاد موزیک«استاد»ساسی افتادمو نزاشتم بقیه حرفشو بزنه بلند گفتم: اسفندو دی و خردادو مرداد امتحان(ساسی اینجاش میگه مهمونی ولی من گفتم امتحان موشکلیه؟)آخه چکاریه استاد استااااااد دلا دلا دلا دلا استاااااد چرا چرا چرا چرااااااا ینی میزو صندلی تو کلاس نموند !جیغ بروووووو بییییروووون!تابه خودم اومدم دیدم پشت درکلاسم:( هیچی دیگه با یه نمره منفیه انظباطی و هزارتا بدبختی و ضمانت ناظم رام داد بلاخره سر کلاس(زنیکیه عقده ایه روانی)(خانم بوق!اگه اینو میخونی من مبینا بوق نیستما!)
ایییش همینه دیگه استعدادامو کور کردین من که میدونم به صدام حسودی کرد ;-)
چه میشه کرد مبینا عاشق ساسی است دیگر!