دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 233382

تاریخ انتشار : مرداد 1396

امروز روز اول کلاسای تابستونمون بود متاسفانه دوستامم نیومده بودن و مثل همیشه که تنها میشم رفتم تو کار شرلوک بازی هیچی دیگه معلم اومد منم شروع کردم به استنتاج : فکر من / حرفای معلم
- اه بازم یه معلم خسته کننده دیگه از تیپش و راه رفتنش معلومه سواد درست حسابی هم نداره
- من درکترای سلولی ملکولی دارم
_ امم..... معلومه از اون دکتراهای الکیه سواد مهمه
_من مولف کتاب زیست سوم دبیرستان و ویراستار کتاب شمام
_ اممم........معلومه اصلا نمیتونه درست درس بده همش سرش تو کتابای دانشگاه بوده
_دبیر زیست سمپاد کل کشورم
_ امممم.........به ما چه مثلا اومدیم کلاس تست باهامون تست کار کنن نه درس بدن
_سوالای کنکور اول زیر دست من میان میرن برای چاپ بالاترین درصد زیست تا حالا92.5 بوده که اونم شاگرد من بوده
_ اممممم.............عمرا همش دروغه این حتی فراموش کردهحلقه ازدواجو بندازه
_من ازدواج نکردم
_ امممممممم.........کفشاش خاکیه پس پیاده اومده امممم خونش نزدیکه پس و ... آها اگه راست میگفت تهران زندگی میکرد
_ماشینم خراب شده مجبور شدم تاکسی بگیرم باورتون نمیشه چقدر خسته کننده بود از تهران تا اینجا ...
_ .......یه کیف کوچیک که توش هیچی نیست پس برای تدریس نیومده .... خوب اومده بازدید از مدارس آره ..
_کلاسای تابستونو در خدمتتون هستم . مدیرتون خواستن دبیر ثابتتون بشم اما باید ببینم .......
_ آها جلوی چشمم بود چرا ندیدمش وای من یه احمقم موبایلش کله پوک جان، یه آدم با این همه دنگو فنگ موبایلش باید یه ریز زنگ بزنه
_دیری دیم دینگ دیری دیم دیم دیری دیم دیم دینگ ( زنگ موبایل )
_ ...خودتو نباز .....مطمینم مامانشه
_اوه ببخشید بچه ها از وزارتخونست
یه روز عادی و من و استنتاجام