تاریخ انتشار : مرداد 1396
دیشب داشتیم شام میخوردیم یهو غذا پرید گلوم سرفه میکردم عین چی به مامانم اشاره کردم بیاد بزنه پشتم اومده خیلی آروم زده پشتم بهش اشاره کردم محکمتر بزنه میدونین چی گفت؟؟
زل زد تو چشام میگه نهههههه دلم نمیاااااد*-*
خو مادر من مگه میخوای با کمربند بزنی سیاه و کبودم کنی خو دخترت داره خفه میشهಠ_ಠ
من در آستانه خفه شدن×~×
مامانم هم که اون بالا دیدین
افق هم که چندین ساله خز شده تازه اونجا دهه هشتادیارو راه نمیدن °_°











.gif)
.gif)