دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 233096

تاریخ انتشار : مرداد 1396

ببخشید این فانتزی یکم طولانیه این قسمت اولشه
یکی از فانتریام اینه
که عاشق دختر پولدار شهرمون بشم اونم از من خوشش بیاد بعد با مادرم بریم عروسش رو بیاریم در حالی پدر زنم بگه ببین پسرم دخترم فقط ماهی یه تومن پول پاستیلشه
یهو دختره بگه پدر دیگه از پاستیل خوشم نمیاد شوهرررررر میخامممممممممم
پدرش بگه اما دختری که پاستیل نخاد خیلی ترسناکه
من بگم اما نه به اندازه ی دختری که موهاشو کوتاه کرده باشه
مادرم نه به اندازه ی مادری که چشم به راه عروسشه.
دختره: نه به اندازه ی دختری که شوهرررررررر بخاد ولی باید بترشه.
پدر زنم بگه لایک ولی اینجا تلگرام نیست یکم واقع بین باش دخترم
دختره افسوس صد افسوس دل بردی با نگاهت از دل بی گناهم چه ساده
من نگاهت همچون دریا ٬ غرق شدن در آن را خوب بلدم
پدر زنم در حالی که عصبانی بشه بگه یا الان از خونم میره بیرون یا ...
بگم خونه ی من چشمای دیوونه توست٬ کجا برم که تو همه جا مث خون در رگ هایم جریان داری
دختره: شوهررررر میخام
من در حالی سیگار برگمو در میارم بگم قسمت نشد این دل دیوونه به سامون برسه/ قسمت نشد دست تو توی دستام آروم بگیره / قسمت شد دنیا منو از تو جدا کرد / دل تنهای منو از قبل تنهاتر کرد
پدر زنم در حالی که با دستمال اشک هاشو پاک می کنه بگه
داماد از تو خوب تر کجا پیدا کنم / تو همچون قندی شکری آبنباتی. داماد گلم منو ببخش.
من در حالی به افق خیره بشم بگم دیره خیلی دیره / داماد رفت از دس
دختره نه من بی تو میمیرم نه نروووووووووو بمون با دل تنهام نه نرووووووو
من در حالی که با دستمالم اشکمو پاک کنم بگم دنیا نخواست منو تو بهم برسیم / دنیا نخاستتتتت فدای خنده هات بشم / دنیا نخاستتتتت تو آغوش تو جان بدم / دنیا نخاستتتت ....