ادامه فانتزی کاکتوسی^_^
یه نگاه به جاستین بندازم و بگم لامصب تو چرا دست از سرم برنمیداری گم شو برو تو فانتزی داش عباس اون بگه به تو چه عشقم میکشه تورو اذیت کنم!
منم برگردم به جاستین بگم خیال کردی حالا می دونم با تو چیکار کنم............
داش عباسم در حالی که پشمای زیر بغلش آتیش گرفته این صحنه رو تماشا می کنه اهالی افقم دارن آب و یخ قاطی میکنن و این صحنه رو می بینن بعد جاستین یه آرپی جی درمیاره و منو میزنه ولی از دور تیر میاد و آر پی جی رومیترکونه بعله لوک خوش شانس ساکن قدیمی افق که حالا پیر
شده جاستین وقتی لوکو میبینه از شدت حرص ذوب میشه من به لوک میگم ایول با اینکه پیری ولی جونی!!!!!!!!!
لوکم بر میگرده و با تیر. منو میزنه و میگه بیشعور من جونم مدل پیری مده منم از شدت تعجب و از دست دادن خون زیاد میمیرم دیگه پسانتظار داشتی چی بشه پرواز کنم؟؟؟؟!
من:-P
لوک^_^
عباس:-)
اهالی افق :-!
نمایش مطلب شماره 233062
تاریخ انتشار : مرداد 1396
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
2909
بازدید دیروز: 19268
کل بازدید: 532478614
بازدید دیروز: 19268
کل بازدید: 532478614










