دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 232638

تاریخ انتشار : تير 1396

بسم الحق

چند وقت پیش تو کوچه صدای فحش میومد رفتم دیدم پیرمرده داره به زنش فحش میده پیرزنه هم غر غر میکنه
.
.
.
گذشت تا دو سه روز بعد رفتم برای صبحونه شیر بگیرم دیدم مثل لیلی و مجنون کنار هم واستادن و دل میگیرن قلوه میدن...مثلا اومدن شیر بگیرن اونم دوتایی حتما ترسیدن گم بشن
.
.
.
جالب اینجاش بود دکان داره از خنده داشت ترازو مغازشو گاز میگرفت
گفتیم چیه...همون جریان فحش رو تعریف کرد بعد تازه ما دوهزاریمن افتاد اول پیرزنه داشتنه فحش میداده بعد نوبتشو داده به پیرمرد
.
.
.
پیر هم همون پیرای قدیم.هییی روزگار!!!