فانتزی ورژن ترکیه ای...
یکی از فانتزیام اینه که...
عاشق یه دختری بشم 20سال از خودم کوچیکترباشه..با خانواده ام آشناش کنم و بگم میخوام باش ازدواج کنم یهو بابام سکته زده بشه وبگه...
نههههه...اون خواهرته نباید باش ازدواج کنی...
افسردگی بگیرم وبرم پیش خواهرم که سرطان خون داره و بستری واسه خون دادن بهش آزمایش بدم...
جوابش که اومد پرستاره با غم بهم بگه:متاسفم...شما پسر این خانواده نیستین...خوشحال شم که میتونم با دختر مورد علاقه ام ازدواج کنم...
برم خونشون خاستگاری همین که باباش میبینتم بزنه زیر گریه وبغلم کنه وبگه
پسسسرم...خوشحالم که فهمیدی اون کسی که این همه سال از دور میدیدت من بودم...پدر واقعیت...آدرسمو از کجا آوردی؟بیا ییا با خواهرت و مادرت آشنا شو...
در حالی که زار میزنم بگم...من اومده بودم خاستگاری خواهرمممم
بابام بخنده وبگه مشکلی نداره ما این دخترو از تو جوب پیدا کردیم...
ایشونم مادر واقعیت نیست...
وسط خونه تشنج کنم و همونطور که کف و تف از چشام میزنه بیرون بگم
گور به گور شین به حقی همین شبایی مونده به کنکور...
هیچی دیگه مونوپادمو از تو پاچم درآرم بزنم فرق سرمو بشکافم و...
الفاتحه مع الصلوات...
(^_<)F:M:Z(>_^)
نمایش مطلب شماره 232480
تاریخ انتشار : تير 1396
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
2934
بازدید دیروز: 19268
کل بازدید: 532478638
بازدید دیروز: 19268
کل بازدید: 532478638










