من یه دختر عمه ای دارم خیلی خنگه یه روز خونه مادربزرگم بودیم بعد قرار بود مهمونای عموم از ترکیه بیان این هی اصرار کرد که وقتی اومدن این ایفون رو برداره ماهم بزور قبول کردیم منم رفتم سس بخرم کلید یادم رفت وقتی برگشتم زنگ زدم این دختر عمم هم با ذوق اومده ایفون رو برداشته میگه الو0___0 منم هول شدم گفتم بفرمایید حالا تلفاتی که تو خونه داده بودو نمیدونم ولی تو کوچه همسایمون لوله ی گازو جوید وقتی هم رفتم تو گفتم نزارید این خنگول ایفونو برداره وضعش خرابه . خلاصه مهمونا اومدن ماهم سفره پهن کردیم شروع کردیم غذا بخوریم که این دختر عمم شروع کرد به حرف زدن با مهمونا دیدم زیاد داره حرف میزنه دوبار زدم به پهلوش ساکت نشد سومین بار که زدم درومد جلو همه بهم گفت چته هی میزنی به من@_____*
عموی بیچاره:/
مهمونا:))))))
دختر عمه^____*
اخه دختر عمه ی خنگه من دارم؟×____×
نمایش مطلب شماره 232198
تاریخ انتشار : تير 1396
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
20287
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531540798
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531540798










