دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 231907

تاریخ انتشار : خرداد 1396

چند سال پیش یه استاد داشتیم به اسم دکتر رضایی خیلی ادم گیر و صدالبته خوشتیپی بود و همیشه میگفت پزشک باید شیک پوش و منظم باشه و موهاش مرتب باشه بیشتر روی مو تاکیید میکرد میگفت مریض به ریخت پزشک توجه میکنه.(چندبار بخاطر مو و لباس شلخته منو با لگد انداخت بیرون هپلی هم خودتونید)یه مدت همه کلاساش رو کنسل کرد و وقتی برگشت همه از تعجب این شکلی شدیمo_Oدکتر رضایی کچل کرده؟مگه داریم؟مگه میشه؟عاغا ما همه رفتیم تو فکر که چی شده این انقد موهاشو دوس داشت حاضر بود بچش بمیره یه تار موش نیوفته.از فرداش شایعه شروع شد یکی میگفت با دختر گرفتنش سرشو تراشیدن یکی میگف با ماشین ادم زیر کرده...هر کسی یه چیزی میگفت.
ماکلا بیخیال شدیم گفتیم به ماچه و با اکیپمون(منو،علیرضا و ممدو حامد و سهیلا و زری و فاطی.مخاطب خاص ماصم نیستیم رفیقیم)زدیم بیرون و رفتیم کافی شاپ ولی فاطی نبودش فاطی خیلی فضوله بهش میگیم فاطی نیوز کلا تمام اخبار صحیح دانشگاه و بیمارستان زیر دست اینه.یه نیم ساعتی گذشت و فاطی هم اومد ولی حالش گرفته بود حامد گف چته یهو بغضش ترکید حالش که جا اومد شرو کرد به تعریف که چرا دکتر رضایی کچل کرده گویا یکی از بیمارای سرطانیش که بچه بوده چون موهاش میریخته خواست با ماشین سرش رو بتراشن نمیزاشته استاد هم رفته ماشین رو داده به اون بچه اول استاد رو کچل کردن بعدش بچه رو.همه ساکت بودیم من که داشتم بخاطر فکرای بیخود و شایعات دانشگاه از خجالت اب میشدم بقیه بچه هارو نمیدونم.ولی از کلاس دکتر رضایی یاد گرفتم یه پزشک باید از همه چیزش بگذره.حالا چه باارزش چه...