دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 231770

تاریخ انتشار : خرداد 1396

اقا ما چند شب پیش بیمارستان شیفت بودیم(داشنجوی سال6 پزشکیم بعله اینطوریاس)یه گودزیلا که چه عرض کنم یه توله دایناسور آوردن گذاشتن جلوی ما گفتن سرما خورده.
حالا من موقعه ماینه هی میگم عمو دهنتو باز کن عمو لباستو بده بالا عمو...با لبخند.اومد نسخه بنویسم یهو گودزیلا گفت:هوی آمپول ننویسی ها.
من:0_o
تو دلم گفتم به من میگی هوی یه پدر ازت دربیارم وایسا.دوتا پینیسیلین واسش نوشتم یه آمپول تقویتی روغنی(از اینا که بزنی به بروسلی هم قووووداااش در میاد)نوشتم براش و سپردم تقویتی و یکی از پینیسیلینا رو همین الان باش بزنن.
به زور بردنش تو اتاق و اون تو هی عر زد و داد و هوار وقتی اومد بیرون یه چشمک بهش زدم یهو گفت:عوضی از این بیمارستان میای بیرون دیگه...میبینمت:(
من:0_Oیا ابلفضل
هیچی دیگه هنوز تو بیمارستانم میترسم برم بیرون:||