دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 231597

تاریخ انتشار : خرداد 1396

به درجه ای از عرفان رسیدم ک هرکس بخاد دیگریو ب نظم دعوت کنه منو مثال میزنه... چطوری؟
عرض میکنم خدمتتون ^_^
تو سالن دارم میرم سر صف ناظممون داره با یه دختره سر اینکه چرا دیر اومده دعوا میکنه حالا وسط دعوا منو میبینه : ببین فلانی...نگاه کن حتی نگینم زود تر از تو اومده مدرسه.. خجالت بکش :|
ی روز دیگه ی دختره دیگه داشت از درخت مدرسمون بالا میرف باز ناظم محترمه برگشته میگه: فلاااااانی بیا پایین ببینم حتی نگینم از اون درخت بالا نمیره ک تو رفتی :|
پریروزم یکی ا بچه ها کارت ورود ب جلسه امتحانشو نیورده بود. بدو بدو اومده سمت من: نگین کارت ورود ب جلستو اوردی؟
من: آره چطور مگه؟
اون: وااای خدا نگینم حتی کارتشو اورده :|
این ماجرا فقط ب مدرسه ختم نمیشه...
مامانم خطاب ب خواهرم: این لباسات چرا پخش و پلان تو اتاق؟ ببییین حتی نگینم لباساشو زده رو چوب لباسیی :|
بی انظباتم خودتونین...
من فقط یکم جوم هنریه :)