دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 231560

تاریخ انتشار : خرداد 1396

———•°•°•mohammadreza•°•°•———

عاقا امروز رفته بودم باغمون (با پدرم) که آبیاریش کنم(تو روستامونه)بعد دو ساعت که داشتیم برمیگشتیم تو راه روستا به شهر یه مسافر سوار کردیم.طرف آرایشگاه داشت.بردیم روبروی آیشگاهش که سر راه بود رسوندیمش.وقتی داشت پیاده میشد با دستش آرایشگاهشو نشون داد و گفت اونجا آرایشگاه منه اگه مزاحم بشید در خدمتتونیم.

من: ^_^

اون: ^_^