تاریخ انتشار : ارديبهشت 1396
دیشب از کار دیراومدم همه خاب بودن رفتم یه دوش گرفتم دیدم یادم رفته لباس بیارم با خودم. حوله پیچیدم به خودم با چراغ قوه گوشی اومدم بیرون دیدم اجیم تو اشپزخونه اب میخوره همین ک چشش افتاد به من لیوان اب و گذاشت و فرارکرد اتاقش.صبح سر سفره میگه وای علیرسا نصف شب ی جن شبیه گوریل دم حموم دیدم چشاشم برق میزد.جنه یهو ظاهر شد گفت غلط کردی کجا من شبیه این عنتره):بعد میگن چرا امید ب زندگی اومده پایین/:











.gif)
.gif)