راهنمایی یه دبیر داشتیم اوووج جنونو داشت هر موقع میخاست تنبیه کنه میگف بیا وایسا جلو کلاس من کاریت ندارم،خودت خودتو بزن.ینی خودتو با دستای خودت کبود میکردی.القصه یه روز ما حالمون شدید بد بود و خواب بودیم سر کلاس. همون روزم این کرم درونش هی میلولید.گفت منصوری؟پاشو بیا اینجا.پا شدیم رفتیم گفت میذارمت به عهده خودت.دیدیم ول کن نیس یکی خوابوندیم تو گوشمون،گفت نهههه یکی دیگه دومیو محکم تر زدم اونطرف گفت یکی دیگه.این یکیو محکم زدم پس گردنم بیخیالم شه نشد ک نشد...گف نچ فایده نداره خودم باس بیام.عاقا ماهم از زور ترس(وحشی بود خو)داد زدم گفتم نهههه گوه خوردم.نشستم رو زمین و تا تونستم داد زدم و خودمو کبود کردم...اینقد زدم زدم زدم تا خودش اومد دستامو گرفت گفت پاشو پاشو وحشی گمشو بیرون از تو کلاس
ازون روز به بعد دیگه بچا اون دید سابقو نسبت به من نداشتن
نمایش مطلب شماره 230671
تاریخ انتشار : ارديبهشت 1396
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
15430
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531535941
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531535941










