دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 230616

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1396

منو دوستم با عموم و دوستش رفتیم پیست
عموم رفت برامون نوشیدنی بگیره منو زری و حسین موندیم
آغا این حسین هی سربه سرماگذاشت هی مسخره کرد منو زری همودلداری میدادیم ک نزنیم فکشو بیاریم پایین
تا آخر سر دیگه اعصابمون زیادی متشنج شد یه گلوله برفی بزرگ پرت کردم تو صورتش
همینکه افتادزمین بش مهلت ندادمااا
ینی انتقام اون دفترمشقمم ک معلم دوم دبستانم پاره کرد هم ازش گرفتم

طفلکی شاید ۱۰سانت برف روشو پوشوند کلا
بعدشم که ازشدت سرماخوردگی بستری شد واینا

حالا دیگه هروخ عموم بش میگه حسین بریم بیرون؟
اول میپرسه اون معاویه و شمر که نیستن؟
مطمئن شد مانیستیم میره باهاشون

یکم خشنم فقط^__^

زهرا ام کهـ:)
❤650❤