منو دوستم با عموم و دوستش رفتیم پیست
عموم رفت برامون نوشیدنی بگیره منو زری و حسین موندیم
آغا این حسین هی سربه سرماگذاشت هی مسخره کرد منو زری همودلداری میدادیم ک نزنیم فکشو بیاریم پایین
تا آخر سر دیگه اعصابمون زیادی متشنج شد یه گلوله برفی بزرگ پرت کردم تو صورتش
همینکه افتادزمین بش مهلت ندادمااا
ینی انتقام اون دفترمشقمم ک معلم دوم دبستانم پاره کرد هم ازش گرفتم
طفلکی شاید ۱۰سانت برف روشو پوشوند کلا
بعدشم که ازشدت سرماخوردگی بستری شد واینا
حالا دیگه هروخ عموم بش میگه حسین بریم بیرون؟
اول میپرسه اون معاویه و شمر که نیستن؟
مطمئن شد مانیستیم میره باهاشون
یکم خشنم فقط^__^
زهرا ام کهـ:)
❤650❤
نمایش مطلب شماره 230616
تاریخ انتشار : ارديبهشت 1396
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
15428
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531535939
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531535939










