دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 228913

تاریخ انتشار : اسفند 1395

اقا ما با خونواده پاشدیم رفدیم مهمونی..
یکی ا فامیلای دورمون ک تا حالا ندیده بودمشونم اونجا بودن..از بس رفت و امد داریم اخه:)))
میگفتم...رفدیم هنو ننشسته بودیم که پسرشون (7یا8 سالش بود گودزیلا :/) در حالی ک منو با انگشت نشون مامانش میداد هی میگف: مامان من زن میخام مامان کی بریم خاستگاری این دختره؟ مامان من اینو میخام :/
اقا مامانش هی سرخ و سفید میشد جمعیتم ا خنده قرمز شده بودن فجییییع
حالام مگه ول میکرد ینی تا اخر مهمونی یریز این جملاتو تکرار میکرد:/
اینا بچن؟ اینا فراتر از گودزیلااان
بجان خودم من تا همین پارسال فک میکردم اسراعیل ادمه:/
کچل شم اگ دروغ بگمم
خدایا صدامو داریییی؟