جاتون خالی دوستان پیاده رویه اربعین بودم به همراه خانواده.
عرضم به حضورتون داداشم و بابام وسایلشون رو تو یه کوله ی بزرگ کوهی اورده بودن.بزرگ که می گم یعنی بزرگا!!!!وبعد داداشم حملش می کرد.
بعد یه جا تو کربلا که بازرسی داشتن عراقیا داداشمو نگه داشته بودن تا کولش رو به علت بزرگ بودن و مشکوک بودن بگردن.
خلاصه تا ته کیفو خالی کردن و بطری عرق مارون رو از توش در اوردن.از بابام پرسیدن این چیه؟
بابای منم به همون فارسی گفت_عرق!!!!!!
هی به هم نگاه نگاه کردن و گفتن_ویسکی ویسکی؟!!!!!
که یهو مامانم به نجاتمون اومد و گفت_معده معده!
یعنی برای معدس.
یکیشون درشو باز کرد و بعد از بو کردنش وقتی دید که بو گندداروهای گیاهی رو می ده و هیچ شباهتی به ویسکی نداره برش گردوندتو کیف.
هیچی دیگه به خاطر مامانم نجات یافتیم.خخخخخخخ
دوستان دعا گوی شماهم بودیم.
نمایش مطلب شماره 226468
تاریخ انتشار : آذر 1395
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
44003
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531589618
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531589618










