تاریخ انتشار : شهريور 1395
اقا یه روزی دوست خواهرم خواهر
کوچیکترشو (که ۶سالشه) اورد خونمون که ما نگهش داریم خودش بیرون کار داشت؛ حالا بگذریم که لاکای خوشگل منو غارت کرد و مدادرنگیای بیچارمو کن فیکون کرد،خواهرم بردش پارک؛ بعد اینکه برگشتن مامانم گفت شیوا جان چطور بود خوش گذشت؟؟
شیواجانم:) گفت بد نبود پدر خاله سارارو (خواهرم)دراوردم
سارا-_-
بابامo:
مامانم :)
من:))))))))))
شیواجان :-P











.gif)
.gif)