دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 224180

تاریخ انتشار : شهريور 1395

****************** ) 4 ﺗﺎ!!!! ﯾﺎ 4 ﺗﺎ ؟؟؟؟ علامت اختصاصى Abolfazl_p1210
فانتزی های من(سری اول)
یه روز دست تو دست پسرم همین طور که داریم تو شهر قدم میزنیم و یه سیگار برگ رو لبمه،یهویی یه صدایی به این حالت قیژژژژژژژژژژژژژژژژژ بیاد.همین طور که من و پسرم تو دوده تیکاف ماشین که مشخصاتش به شرح هست:(پراید هاچبک گوجه ای به شماره پلاکه abas_m223 )محو شدیم یهو ببینیم داش عباس با مخاطب خاصشون یعنی سلنا پیاده شن.همین طور که عباس از جیب شلوار کردیش یه پسته دآورد تا بشکنه یهو جاستین با دار و دسته اش بیان.عباس که همین طور که داره پسته میخوره یه لبخند تلخ تو صورتش پیدا بشه.بعد یهو خانم سلنا یه آر پی جی از لای کلیپس دراره و بزنه کل دار و دسته جاستین و خود جاستین نفله شن.بعد صورتش رو برگردونه به طرف عباس و بگه:عشقم فقط برای تو.عباسم پسته ای که تو دهنه شه تف کنه تو صورتش بگه:توپ تانک دسته بیل دختر فقط با سیبیل.همین جور که سانا خیت شده،کبری سیبیل سر برسه و سوار ماشین بشه و با عباس گازه شو بگیرن و برن افق.من و پسرمم به این خیت شدن سلنا اینقدر بخندیم تا متلاشی بشیم.
سلنا:0_o
جنازه جاستینx_x
خودم و پسرم:^_^