یه شب قبل دربی استقلال پرسپولیس بابام گفت پوریا هستی بریم شمال؟منم یادم افتاده بود که فردا دربیه ولی به بابام نگفتم تا ببینم چی میشه.خلاصه گفتم باشه.یهو دیدم پاشد به عمو ها و عمه ها زنگ زد که پاشین بیاین بریم شمال.همه هم قبول کردنو خلاصه بابام گفت پوریا پاشو بریم وسایل جمع کنیم.همه چیو جمع کردیم و همه چیزا هم انجام شد.یهو به بابام گفتم فردا دربیه و الفراررررررررررررر.بابا عین یوز پلنگ دنبالم کرده بود فحش میداد.میگفت آخه میمردی زود تر بگی؟حالا من به فامیل چی بگم.و اینگونه شد که بابام مجبور شد با اونا بره شمالو دربیو از دست داد.خخخ.
.
.
.
.پوریا مردم آزار^_^
نمایش مطلب شماره 223904
تاریخ انتشار : مرداد 1395
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
43767
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531589382
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531589382










