چند سال پیش جام جهانی بازی برزیلو داشتم میدیدم جای حساسه بازی بود که یهو در خونمونو زدن کسیم خونه نبود منم فکرکردم مامانمه پریدم درو باز کردم بدون اینکه نیگا کنم کیه اومدم ادامه بازیو دیدن، دیدم نمیاد تو داره باز در میزنه، گفتم ای بابا در بازه که رفتم ببینم موضوع چیه یهو دیدم یه خانومه پشته دره یه سینی حلوا دستشه°-°عذرخواهی کردمو سینیو گرفتم و درو بستم اومدم سریع نشستم ادامه بازیو دیدن،بازی ک تموم شد چشمم خورد به سینی o_Oحلواهارو با سینی گرفتم مییفهمییین با سینیییی، سه تا کاسه حلوا،مامانم ک اومد جریانو گفتم کلی خندید گفت کاسه هارو میشوری میبری پس میدی تا آدم شی:)
فک کنم طرف یه ساعتی پشت در محو افق بوده:D
نمایش مطلب شماره 222816
تاریخ انتشار : تير 1395
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
54953
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531600568
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531600568










