دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 222528

تاریخ انتشار : تير 1395

عاقا اين جريان برميگرده به كلاس اول و منم كه كلاس اول شوت بودمو كسى منو تو بازيا راه نميداد،يه روز معلممون خانم بلوکی ميخواست امتحان بگيره و گفت هر كى اسمشو رو برگه ننويسه برگشو پاره ميكنم...
منم گفتم اوو بابا گفتم حالا چى ميخواد بگه آخه كدوم الاغى يادش ميره اسمشو بنويسه..
خلاصه منم فكر كردم خر زدمو بيست ميشم...ولى زنگ بعد بلوكى برگمو گرفت بالا و گفت اين مال كيه منم كه خيلى ذوق كرده بودم خيلى با ناز و ادا اطفار:)پاشدم گفتم من خانومممم... تا اينو گفتم زد برگو از وسط پاره كرد اتداخت تو سطل آشغال بعد تا فهميدم جريان چيه سريع نشستم و بعدش كه بقل دستيام مى پرسيدن مال تو بود ميگفتم نــه..فكر كنم اشتباه كردم كى گفته مال من بود؟؟ :D