دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 221564

تاریخ انتشار : خرداد 1395

خالم میخواست به دخترش که سه سالشه آب پرتقال بده .دخترش نمیخورد.
به خالم گفتم خاله بده من بهش بدم شاید خورد .گفت باشه وبهم دادش آب پرتقالو. رفتم تو اتاق دختر خالم به جای اینکه بدم اون بخوره همشو خودم دادم بالا . از اتاقش اومدم بیرون لیوان خالی رو دادم به خالم گفتم خاله همشو خوردش.
خالمم گفت دستت درد نکنه چند روز بود شکمش کار نمیکرد توش مسهل (قرصی که شکم رو
روان میکنه) ریختم :|
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

الانم تو بیمارستان بخش اسهالی ها هستم دارم براتون پست میزارم.