دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 221563

تاریخ انتشار : خرداد 1395

اقامادیشب رفته بودیم مهمونی بعد یکی ازفامیلای خیلی خیلی دورمون اومد داشت باهمه سلام احوال پرسی می کرد ولی همه نشسته بودن منم خیرسرم اومدم بهش احترام بزارم جلوش بلند شدم بانفرقبلیم که سلام احوال پرسی کردبه من که رسیدمن دستموطرفش درازکردم که دست بدم اون انگاراصلامن رو ندیدرفت بانفربعدیم احوالپرسی کردحالاهمه نشستند من ایستادم هیچ دستمم توی هوامعلق ملت همه به من نگاه میکنند خداوکیلی ازشکست عشقی بدتر بود کمرم شکست لامصب