تاریخ انتشار : خرداد 1395
نصفه شب بایه صدایی از خواب بلند شدم دیدم خواهر زادم عروسکشو بقل کرده میگه من هیچوقت تو رو تنها نمیذارم بخدا بزرگ شم میام خواستگاریت ممیبینی ستاره(عروسکش،پسر گنده عروسک داره)اگه مامانم میومد بریم الان ولم نمیکرد اخه چجوری از دلش دربیارم ای خدا گفتم بذار یکم بگذره ها.........هعی زندگی.....یگانه ی فرصت دیگه میخام(یگانه دختره ایه ک دلشو برده)
یا روح القدوس اینا دیگه کین من الان ک الانه مامانم از زن حرف میزنه از خجالت سرخ میشم خدایاخودت بخیر بگذرون
بلند بگو....آمییییییییییییییین.....











.gif)
.gif)