دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 221448

تاریخ انتشار : خرداد 1395

100% واقعی...

عاقا یه روز یکی از اقوام دورمون فوت کرده بود...حالا داییم اومده بود خونمون داییم یه دفه گفت:هعییی معصومه مراسم این خدابیامرزم نرفتیماااااااااااااا
مامانم گفت:عه عه عه...وای وای...خدا بیامرتش نچ نچ ینی تو یادت نبود؟؟؟هعیییی من از دست تو چیکار کنم اخه؟؟؟حالا مراسمش کی بود؟؟؟

داییم(بعد از دقایقی ک کله مبارک را از گوشی در اوردن):هااا؟؟؟چی؟؟؟مراسمش؟؟؟من چه بدونم...من حتی رو تاریخشم نگاه نکردم بابا...

در اون لحضه:
مامانم:O_o
من:^_^
داییم:!!!!!!!!!!!!!!
الان من چه غلطی کنم با این داییه سوتی بده؟؟؟