اقا ما یه سری مامان بزرگم بخش قلب بیمارستان بستری بود ...بعد قرار شد من بعد از کلاس ریاضیم برم اونجا ..... آقا چشتون روز بد نبینه ... ما خوش و خرم از سالن داشتیم رد میشدیم که از زیر پرده اون قسمتی که مامان جونم اونجا بود یه جفت کتونی فتوکوپی کتونی های دختر داییم دیدم(بیشتر کتونی هاش پسرونست)آقا ما هم شیطان درونمان فعال شد فورا پریدیم روی کولش و از اون ماچ از اونایی که رژت میمونه رو لپش کاشتیم . بعدم با همون چشم بسته گفتم
این علامت حاکم بزررررگه........ آثا چشتون روز بد نبینه دخترر داییییییم نبووووود یه پرستار پسر بود... شانس آوردم از اعضای خانواده نبود و گرنه....حالا شکر خدا مامان جونمم خواب بود.... ولی تا آخر هفته که میرفتم بیمارستان هی بهم میگفت چطوری حاکم بزررررررررگ
Taɾaŋҽɧ
نمایش مطلب شماره 221411
تاریخ انتشار : خرداد 1395
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
5416
بازدید دیروز: 55604
کل بازدید: 531606635
بازدید دیروز: 55604
کل بازدید: 531606635










