دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 221381

تاریخ انتشار : خرداد 1395

داداشم تعریف میکرد :

"یه روز داشتم تو خیابون راه میرفتم کل ملت به من بدبخت نگا میکردن صورتمو دس کشیدم چیزی روش نبود یواشکی به خشتکم یه نگا انداختم پاره نبود یقمو دست کشیدم درست درست بود .... وااا ملت امروز روانی شدنا !!!!



هیچی دیگه رفتم تو اتوبوس فهمیدم از بند کیفم جوراب اویزون بوده !!!! " O_0
خخخخخ
بزن قلب خوشگلرو به افتخار همه ی داداشای دنیا ! *^_^*