دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 221020

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1395

اقا بازم سلام من اومدم
این خاطره چن وقت پیشه تو مدرسه پشت سری ما یه دوس پسر داره که با بغل دستیش بهش زنگ میزنن تو مدرسه حالا این ایلار هم گیر داده بود که باهاشون زنگ تفریح بریم گوش بدیم چی میگن:| هرچی هم میگفتم ایلار بی خیال شو میگفت یا باهات قطع رابطه میکنم یا میای بریم دیگه خلاصه ما سالی یه بار پامون تو دستشویی های مدرسه نمیزاریم الان چهار تایی میخواستیم بریم تو یه دستشویی بعد کلی انالیز دستشویی ها که کدوم تمیز تره اخه ایلار یه کوچولو وسواس هم داره خیلی هم فوضووول یکی انتخاب کردیم بعد اگه چهارتامون میگرفتن دیگه سرویس بودیم واسه همین پشت سری های ما خیلی استرس داشتن در گرفته بودن کسی داخل نشه
خلاصه این دختره زنگ زد بهش این بدبختم خواب بود ساعت سه بعداز ظهر رو ایفون داشتن چرت و پرت میگفتن که خواب بودی الا موهات ژولیده اس خوشمل شدی و.....
که ناگهان یه عنکبوت از رو دیوار اومد حالا عنکبوت اندازه ناخون منم نبود ها همه ترسیدیم چهارتایی تو دستشویی فقط جیغ میکشیدیم جیغ که چه عرض کنم بیچاره پسره ایلار هم داد میزد من و به دیوارا نزنید من کثیف میشم پسره بدبخت که پشت تلفن میگفت چی شده چی شده :| بعد این دخترم نمیزاشت بریم بیرون میگفت میگیرنمون بدبختیم صب کنیم زنگ بخوره بعد از بیرون میگفتن شما اون جا چیکار میکنین چهار تایی تو یه دسشویی این
خلاصه اون روز انقدر جیغ کشیدم گلوم میسوخت
ایلار که بعدش اومدیم بیرون گریه میکرد عنکوبته داشت گازم میگرفت :|
پسرم که فکر کنم کات کرد با پشت سریم :|
عنکبوتم انقدر ما جیغ کشیدیم سکته کرد مرد :|










نتیجه اخلاقی هم نداره =| همه خاطره ها که نتیجه اخلاقی نداره
parisa