تاریخ انتشار : ارديبهشت 1395
چند روز پیش بابام رفته بود مسافرت کاری بعد منم رفتم پیش مامانم خوابیدم نصف شبی مامانم چراغ روشن کرده
منو فوش بارونم می کنه میگم چرا حالا؟
میگه پنجره باز گذشتی پشه ها منو کشتن
منم برای اینکه نور چشمامو اذیت می کرد رفتم زیر پتو حالا مامانمم دمپایی به دست!!!
اقا چشمتون روز بد نبینه
پشه رو پتو نشست(قشنگ رو سرمم بود) مامانم چناااااااان با دمپایی زد توسرم که بیهوش شدم
با اجازتون پتو خونی هم شد
مامانم: ^_^
من:>_<
خانواده ی پشه:0_0











.gif)
.gif)